عرفان دو جنبه دارد، 1ـ جنبه نظری، این عرفان در درجه اول قرآن و سپس فرهنگ انبیاء و امامان(ع) است 2ـ جنبه عملی آن که اجرای همان جنبه نظری است. رسیدن به واقعیات اصیل عرفانی چه در جنبه نظری و چه در عملی جز از طریق مکتب الهی میسر نیست، زیرا محور در عرفان خداوند است و بس. انسان منهای این عرفان، موجودی ناقص و مریض و درختی بی ثمر است. سیر عارفانه از تزکیه درون شروع می شود و با اتصال به ملکوت و رسیدن به مقام قرب الهی و آراسته شدن نفس به حالت مطمئنه، راضیه و مرضیه ختم می گردد. لازم است در اینجا توضیحی درباره شخص عارف ارائه گردد؛ عارف انسانی است که با شاگردی در مکتب اولیاء و انبیاء و همنشینی با اصفیاء و کمک گیری از راه این بزرگان علم و دین به شناخت حقایق اصیل موفق گشته و عملاً به نور آن حقایق آراسته شده است. عارف انسانی است که در راه حق، غرق اطاعت و بندگی است. او از شیطان بار نبرده و جز خدا نخواسته و ندیده و نشنیده است و جز حق نگفته است. آیه الله جوادی آملی می گوید: راه رسیدن به حکمت عبادات این است که عابد چیزی جز معبود نبیند که اگر عابد چنین شود، عابد عارف می شود. اصول کلی زندگی عارفان: در این زمینه با توجه به آثاری که از وحی و انبیاء و امامان در اختیار است یازده برنامه به عنوان ریشه های حیات عرفان عاشق بیان شده است: 1ـ هوش در دم(نفس)؛ عبارت از عدم غفلت از گذر عمر حتی یک لحظه، یعنی هر نفسی که فرو می رود و بر می آید و در بین آن باید از سر حضور و آگاهی باشد و غفلت در آن راه نیابد. 2ـ نظر بر قدم؛ فخر الدین کاشفی گوید: نظر بر قدم اشارت به سرعت سیر سالک بود در قطع مقامات هستی و طی عتبات خود پرستی. 3ـ سفر در وطن؛ سفر بشر و انسان از خوی بشری به صفات ملکی و از صفات ذمیمه به اوصاف حمیده را گویند. 4ـ خلوت در انجمن؛ آنچنان غرق ایمان باشد که هیچ چیز او را از یاد خدا باز ندارد همچنان که در سوره نور آیه 37 داریم« رجال تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله» دارای حالتی است که تجارب کسب و داد و ستد و زد وخورد مردم با هم او را از یاد خدا باز نمی دارد. 5ـ یاد کرد؛ به معنای ذکر است چه لفظی و چه قلبی(ذکری که انسان را به حرکت درآورده و به سوی خدا رهنمون کند.) 6ـ بازگشت؛ کنایه از رجوع ذاکر به سوی خداوند است در هنگام ذکر. 7ـ نگاهداشت؛ عبارت از نگهداری قلب از دخول خواطر است. که پیامبر(ص) خواطر را از سوءظن، شک و تردید، ریا و شرک، نفاق و کفر و بددلی و سخت دلی معنا کرده اند و گفته اند چنین خواطری مانع از حرکت انسان به سوی خداست. 8ـ یادداشت؛ توجه صرف به خداوند و مشاهده انوار او جدا از الفاظ و کلمات. خدا را حضور بی غیب داند. 9ـ وقوف عددی؛ رعایت عدد در ذکر قلبی برای جمع خواطر متفرقه، عدد ذکر و یا هر واقعیتی را باید بر طریق آنچه دستور داده اند(در روایات، قرآن و احادیث) رعایت کرد و گفته اند: در ذکر قلبی چون عدد از بیست و یک بگذرد و اثر ظاهر نشود دلیل باشد بر بی حاصلی آن عمل. 10- وقوف زمانی؛ یعنی سالک در همه زمانها و وقتها بر احوال خود آگاه باشد.
تبلیغات



